|
نوشته شده توسط حسین نعمتی زاد
|
|
چهارشنبه ، 14 اسفند 1387 ، 21:15 |
|
Cache Server چیست و چگونه آن را از سر راه برداریم؟ Server خدماتدهندهای است که در مراکز خدماتدهنده اینترنت نصب شده و صفحات وب یا فایلهای جانبی صفحات وب را بر روی خود ذخیره میکند تا در صورت درخواستِ دوباره کاربران به مشاهده آن صفحات، آنها را دوباره از سرور اصلی بارگزاری نکرده و آنها را از محل ذخیره خود برای کاربر بفرستد تا سبب کاهش هزینه پهنای باند گردد. Cache Serverها بر پایه این اصل بنا شدهاند که چند کاربر ممکن است نیاز به مشاهده پایگاهها یا منابع یکسان داشته باشند (برای نمونه ممکن است 30% کاربران یک خدماتدهنده اینترنت، سایتهای یکسانی را مشاهده میکنند؛ برای نمونه یک سایت خبری یا یک سایت عمومی) Cache Server اولین تقاضایی که برای مشاهده یک سایت (برای نمونه isna.ir) شد را در خود ذخیره میکنند. از این به بعد هر کاربر دیگری که مایل به دیدن این صفحه باشد، نسخه ذخیره شده بر روی Cache Server را دریافت کرده و دوباره سایت از سرور اصلی دریافت نمیشود. راه حل هایی برای رفع این مشکل عذاب آور - استفاده از کلید Ctrl + F5 - فریب Cache Server با تغییر ظاهری URL - استفاده از دامین جایگزین - تنظیم Cache-Cotnrol در HTML منبع : www.updateblog.net |
|
نوشته شده توسط حسین نعمتی زاد
|
|
دوشنبه ، 12 اسفند 1387 ، 00:24 |
|
حرف های ما هنوز نا تمام تا نگاه مي كني وقت رفتن است
باز هم همان حكايت هميشگی
پيش از آنكه با خبر شوی
لحظه عزيمت تو ناگزير می شود
آی !
ای دريغ و حسرت هميشگی
ناگهان چقدر زود دير مي شود !
درباره قیصر امین پور بیشتر بدانیم |
|
آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 12 اسفند 1387 ، 00:41 |
|
نوشته شده توسط حسین نعمتی زاد
|
|
دوشنبه ، 12 اسفند 1387 ، 00:21 |
|
يكي از دوستانم به نام پل يك دستگاه اتومبيل سواري به عنوان عيدي از برادرش دريافت كرده بود. شب عيد هنگامي كه پل از اداره اش بيرون آمد متوجه پسر بچه شيطاني شد كه دور و بر ماشين نو و براقش قدم مي زد و آن را تحسين مي كرد. پل نزديك ماشين كه رسيد پسر پرسيد: " اين ماشين مال شماست ، آقا؟"
پل سرش را به علامت تائيد تكان داد و گفت: برادرم به عنوان عيدي به من داده است". پسر متعجب شد و گفت: "منظورتان اين است كه برادرتان اين ماشين را همين جوري، بدون اين كه ديناري بابت آن پرداخت كنيد، به شما داده است؟ آخ جون، اي كاش..." البته پل كاملاً واقف بود كه پسر چه آرزويي مي خواهد بكند. او مي خواست آرزو كند. كه اي كاش او هم يك همچو برادري داشت. اما آنچه كه پسر گفت سرتا پاي وجود پل را به لرزه درآورد: " اي كاش من هم يك همچو برادري بودم."
پل مات و مبهوت به پسر نگاه كرد و سپس با يك انگيزه آني گفت: "دوست داري با هم تو ماشين يه گشتي بزنيم؟" "اوه بله، دوست دارم." تازه راه افتاده بودند كه پسر به طرف پل بر گشت و با چشماني كه از خوشحالي برق مي زد، گفت: "آقا، مي شه خواهش كنم كه بري به طرف خونه ما؟" پل لبخند زد. او خوب فهميد كه پسر چه مي خواهد بگويد. او مي خواست به همسايگانش نشان دهد كه توي چه ماشين بزرگ و شيكي به خانه برگشته است. اما پل باز در اشتباه بود.. پسر گفت: " بي زحمت اونجايي كه دو تا پله داره، نگهداريد."
پسر از پله ها بالا دويد. چيزي نگذشت كه پل صداي برگشتن او را شنيد، اما او ديگر تند و تيـز بر نمي گشت. او برادر كوچك فلج و زمين گير خود را بر پشت حمل كرده بود. سپس او را روي پله پائيني نشاند و به طرف ماشين اشاره كرد : " اوناهاش، جيمي، مي بيني؟ درست همون طوريه كه طبقه بالا برات تعريف كردم. برادرش عيدي بهش داده و او ديناري بابت آن پرداخت نكرده. يه روزي من هم يه همچو ماشيني به تو هديه خواهم داد ... اونوقت مي توني براي خودت بگردي و چيزهاي قشنگ ويترين مغازه هاي شب عيد رو، همان طوري كه هميشه برات شرح مي دم، ببيني."
پل در حالي كه اشكهاي گوشه چشمش را پاك مي كرد از ماشين پياده شد و پسربچه را در صندلي جلوئي ماشين نشاند. برادر بزرگتر، با چشماني براق و درخشان، كنار او نشست و سه تائي رهسپار گردشي فراموش ناشدني شدند
|
|
نوشته شده توسط حسین نعمتی زاد
|
|
جمعه ، 9 اسفند 1387 ، 14:10 |
|
قسمت ارسال پیامک به سایت اضافه شد. دوستان عزیز می توانند پیامک های خود را در این قسمت بنویسند. موضوع : لطیفه ، مناسبت ها ، سخن بزرگان ... محل دسترسی : منوی بالا |
|
|
نوشته شده توسط حسین نعمتی زاد
|
|
پنجشنبه ، 1 اسفند 1387 ، 19:41 |
|
ویدیو کلیپ های یوتیوب را به راحتی و بدون نرم افزار خاص با استفاده از روش زیر دانلود کنید.
|
|
|
|
|
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>
|
|
صفحه 7 از 15 |